تبليغاتX
من اینجا بس دلم تنگ است
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
دو قفس

در باغ پدرم دو قفس هست.در یکی شیری ست،که بردگان پدرم از صحرای نینوا آورده اند،در دیگری گنجشکی ست بی آواز.

هر روز سحر گاهان گنجشک به شیر می گوید:((بامدادت خوش،ای برادر زندانی.))

                                                                               جبران خلیل جبران

نوشته شده توسط باران در 8:46 AM | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
ماه رمضان

بار دیگر رمضان،ماه خدا،ماه نور و مهر و آمرزش،ماه از زمین سر برداشتن و به آسمان زیبای انسانیت نظاره کردن،ماه نزول قرآن ،با همه ی خوبی هایش آمد تا بار دیگر فرصت به اوج رسیدن را،مهمان خدا شدن را ،کامل شدن را و ... به ما بدهد.کاش ما نیز بتوانیم ذره ای از این همه برکت را دریافت کنیم.

اما این بار نیز رمضان تنها نیامد،بلکه با خود انبوهی از سریال های تلویزیونی که از بعد از اذان تا پاسی از شب!تماشاگران مشتاق را تنها نمی گذارند و نطق های نه چندان وزین رییس جمهور را به ارمغان آورد.دیروز شنیدم که احمدی نژاد و همکاران گرامش به خاطر ماه رمضان ساعت شروع مدارس را از 8 به 8:30 وساعت شروع ادارات را به 9 تغییر دادند.احتمالا یکی ازمشکلات این آقای رییس جمهور ساعت و زمان است.واسه همین هر چند وقت یکبار تصمیم به تغییر ساعت و زمان می گیرند.یکبار با جلو کشیدن ساعت در روز اول سال مخالفت می کنند ،بار دیگر ساعت شروع ادارات و مدارس و بانک ها و... را در فصل اول سال تغییر می دهند و حالا هم که ساعت شروع مدارس و ادارات را در ماه رمضان تغییر می دهند.

اگه کسی می دونه مشکل احمدی نژاد با زمان چیه ،به من هم بگه.

نوشته شده توسط باران در 10:4 PM | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم شهریور 1386
مسافرت
سلام.می خواستم از همه عذر بخوام که این روزا نبودم.واسه تموم کردن این ته مونده ی بنزینمون رفته بودیم شیراز.واقعا که شیراز شهر قشنگیه.به قول حافظ:

خوشا شیراز و وضع بی مثالش                خداوندا نگه دار از زوالش

ولی قول می دم دیگه زود زود بیام.واسه نظراتون هم مرسی.

نوشته شده توسط باران در 8:37 AM | | لینک به این مطلب
سه شنبه ششم شهریور 1386
غم هجران

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم            غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی              تا طبیبش بسر آریم و دوایی بکنیم

آنکه بی جرم برنجید و بتیغم زد و رفت             باز ش آرید خدا راکه صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست      تا در آن آب و هوا نشو ونمایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ایدل ور نه             کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

سایه طایر کم حوصله کاری نکند                طلب از سایه میمون همایی بکنبم

                     دلم از پرده بشد حافظ خوش گوی کجاست

                             تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

نوشته شده توسط باران در 8:36 AM | | لینک به این مطلب
یکشنبه چهارم شهریور 1386
سلام

بالاخره برگشتم.2هفته بود که هرکاری می کردم وبلاگم باز نمی شد و نمی تونستم مطلبی رو هم پست کنم.. به کلی اعصابم به هم ریخته بود.ولی بعد از ماجراهای زیاد امروز صبح وبلاگ باز شد و منم دوباره شروع کردم .و از این موضوع خیلی خوشحالم.

پ.ن :می خواستم از بچه فنی هم واسه زحمت هایی که این روزها بهش دادم ،تشکر کنم.

نوشته شده توسط باران در 2:25 PM | | لینک به این مطلب